
رادیو صدای زندگی
رادیو مسیحی افغان برنامههایی را به زبان دری برای افغانها پخش میکند
Episodes
Reading the feed…

رادیو مسیحی افغان برنامههایی را به زبان دری برای افغانها پخش میکند
Reading the feed…
در جوامه انسانی و خصوصن در جامعه ما، معمولاً فقر و عقب ماندگی اسباب رنج و درد مردم به ویژه زنها را فراهم میآورد. در جامعه امروزی ما زنان زیر نام شریعت، فرهنگ، مردسالاری و غیرت سرکوب و در چهاری دیوار خانه زندانی میشوند. از تمام حقوق محروم گشته اند. نه حق تحصیل را دارند، نه حق کارکردن، نه حق لباس پوشیدن به انتخاب خود شان، از تمام حق وحقوق که خداوند برای زنها داده است، محروم گشته اند. اگر دقت کنیم، خداوند زن را به منظوری آفریده است. زن بتهرین همسر برای مرد، مادر برای فرزندان و بهترین خواهر برای برادر است. پس باید به زن حرمت بگزاریم.
جنگ و درگیریها در بدخشان زندگی مردم عادی را به خطر انداخته است. دعا و همدردی با این افراد آسیبدیده از اولویتهای برنامه است.
اما کتاب روت، ماجرای متفاوتی نقل شده در کتاب مقدس است. خشکسالی در سرزمین اسراییل زیاد شدت داشت که الیمیلک با خانواده اش مجبور میشوند منزل را ترک کرده و کوچ کنند. بعد نعمومی خانم الیملیک متحمل با سختیهای فروانی روبرو میشود. او وقتی سرزمین خود را ترک میگفت، شوهر و فرزندان و امنیت داشت که بعدا همه مردند. روت خشو خود نعومی را دوست داشت. او که به تازگی بیوه شده بود از نعومی درخواست کرد که بگذارد هرجا که میرود با او همراه باشد. او از ته دل گفت: قوم تو، قوم من و خدا تو، خدای من خواهد بود!. کتاب روت داستان فیض خدا در شرایط سخت نیز هست. ماجرای روت طی دوره داوران اتفاق افتاد، دوره ای که مشخصه آن نا
رفتار مناسب با زنان نه تنها احترام به آنهاست، بلکه به شما هم شخصیت میدهد. احترام به زنان یعنی پذیرش برابری انسانی، ارج نهادن به استقلال و فردیت، و قدردانی از نقشهای آنان در جامعه و خانواده است. این اصل مهم ریشه در اخلاق انسانی و دید مردان نسبت به زنان دارد. زن و مرد را خداوند آفریده است. پس ما باید به مخلوق خدا احترام بگزاریم. ما نباید که زنان و دختران را حقیر بشماریم، زیرا زن محور خانه و خانواده است. به حرفها و ایدههای زنان با دقت گوش بدهیم و آنها را به خاطر جنسیت احترام نماییم و طرف محبت قرار بدهیم. : در خانه در محیط کار و جامعه، همراهی و همدلی واقعی با زنان داشته باشیم.
بررسی کنید چگونه دعا و نماز میتواند ارتباط شما را با خداوند نزدیکتر کند. کشف کنید چرا این عمل در زندگی مسیحیان اهمیت ویژهای دارد.
حنه سالها نازا بود و این موضوع برای او رنج بزرگی به همراه داشت، بهویژه چون همسر دیگر اَلقانه، یعنی فَنِنّه، او را آزار میداد. با این حال، او از خدا روی برنگرداند، بلکه به خیمه خداوند در شیلو رفت و با اشک و فروتنی دعا کرد. حنا نمونهای برجسته از ایمان و اعتماد به خدا در کتاب مقدس است. داستان او در فصل اول کتاب اول سموئیل آمده است. او به جای ناامیدی، به خدا پناه برد. حاضر بود عزیزترین هدیهای را که از خدا میگرفت، دوباره به خدا تقدیم کند. پس از اینکه کاهن عیلی او را برکت داد، با آرامش از آنجا رفت.** کتاب مقدس میگوید چهره او دیگر مانند قبل غمگین نبود، حتی پیش از آنکه بداند دعايش مستجاب خوا
نفیسه تنها دختری نیست که مانع ادامه تحصیل او شده اند. هزاران و میلیونها دختر جوان و مستعد مانند نفیسه در کشور ما زندگی میکنند که اینک از درس و تعلیم محروم شده اند. همهٔ آنها همان رنجی را متقبل میشوند که نفیسه متقبل شده است. متاسفانه همین عوامل سبب میشود که دخترانی مانند نفیسه را که روح حساس دارند، به اجبار به سوی نا امیدی سوق میدهد. البته ناامیدی هیچ دردی را درمان نمیکند، جز اینکه زندگی شخص را به تباهی میکشاند. بیایید اندکی به واقعیتهای موجود و عواقب نامیمون اجتماعی چنین اقدامات بیندیشیم. وقتی برای یک دختر جوان با روح حساس مانند نفیسه، زندگی معنی اش را از دست میدهد، نا امی
بوسیدن در کتاب مقدس، تماس با جسد انسان بیشتر در چارچوب قوانین آیینیِ قوم موسی مطرح شده است، نه اینکه خودِ این تماس بهطور مستقیم باعث سوگوار شدن فرد شود. هر کس جسد انسان را لمس کند، تا هفت روز از نظر آیینی «نجس» محسوب میشود. این نجاست به معنای گناهکار بودن یا ناپاکی اخلاقی نبود، بلکه وضعیتی تشریفاتی بود که برای بازگشت به عبادت، نیاز به طی کردن آیین تطهیر داشت. همچنین کتاب مقدس توصیه میکند که مرگ را با احترام با مراسم مناسب همراه کنند. به سوگواران تسلی و همدلی نشان دهند. در عهد جدید، عیسی چند بار جسد مردگان را لمس کرد، مانند دختر یایروس و پسر بیوه شهر نائین، و آنان را زنده کرد. این رویدادها
تأمل کنید که چگونه کلام خدا همواره ثابت و پایدار است. بررسی کنید که چرا هیچ چیز نمیتواند آن را از بین ببرد یا تغییر دهد.
پیشرفتهای روحی در میانه درد و رنج را کشف کنید. خداوند به هر گریهای پاسخ میدهد و در مشکلات، او را نترسید.
بررسی دیدگاه عیسی مسیح در مورد جنگ و چالشهای روزمره در ایمان بر اساس آموزههای کتاب مقدس. این گفتگو به تفکیک حقیقت و اشتباهات رایج در تعالیم دینی میپردازد.
این قسمت به اهمیت استفاده صحیح از پول میپردازد و نکاتی را برای مدیریت مالی به کودکان آموزش میدهد. با داستانهای جذاب، بچهها یاد میگیرند که چگونه پول خود را به درستی صرف کنند و به دیگران کمک نمایند.
دعا، گریه و درد و راز و نیاز انسان همیشه وقت به طرف خدا میباشد؛ اما پیام کتاب مقدس این است که خدا اشکهای انسان را میبیند و آرامش و شفا میبخشد. میتوان دید که حزقیا پادشاه در طول تاریخ یهودا تنها پادشاه خداترس بود. اما همین یک نفر چقدر بر تاریخ تاثیر گذاشت. به خاطر ایمان و دعای حزقیا، خدا او را شفا بخشد و شهرش را از دست آشوریها رهایی بخشد. شنونده عزیز: شما نیز میتوانید تاثیرگزار باشید، حتی اگر ایمان شما باعث شود جزو یگانه خدای حقیقی باشد، میتواند در هر موقعیتی کارساز باشد. چقدر خوب است مانند حزقیا این دعا را در نام عیسی مسیح خداوند تکرار کنید: خداوندا، تو اشکهای مرا میبینی و
در کتاب مقدس، روند شفای افسردگی و غلبه بر تاریکیِ مرگ شامل یک فرآیند روحانی و عملی است که از طریق شناخت حقیقت، ایمان به پیروزی مسیح و درخواست آرامش صورت میگیرد. کلام خدا افسردگی عمیق و افکار تاریک را نتیجهی اسارت در تاریکی و دروغهای شیطان میداند و راهکارهای زیر را برای شکستن قدرت آن ارائه میدهد. علان حقیقت کلام: جایگزین کردن افکار منفی و ناامیدکننده با آیات و وعدههای کتاب مقدس. کتاب مقدس میآموزد که ما باید ذهن خود را با حقیقت کلام خدا که روح و حیات است، تجدید کنیم. دعای جنگ روحانی: شناخت اقتداری که ایمانداران در عیسی مسیح دارند. در تعالیم ایمانی، برای رهایی از «روح مرگ»، «ترس» و «اف
فریسیان ثروتمند بودن شخص را دلیلی میدانستند بر درستکاری او. عیسی مسیح با نقل داستانی که در آن فقیر زخم الود پاداش گرفت و مرد ثروتمند به مجازات رسید؛ این توده از مردم را متعجب و حیرت زده کرده بود. مرد ثروتمند بخاطر ثروتش به جهنم نرفت بلکه بخاطر اینکه ثروتش را فقط برای خودش میخواست. او به ایلعاذر غذا نداد؛ او را به خانه اش نیاورد یا فکری برای سلامتی او نکرد چون او سنگدل بود. مقدار پول ما مهم نیست؛ نحوه کاربرد آن مهم است. ثروتمندان میتوانند سخاوتمند یا خسیس باشند و فقیران نیز به همین شکل. چه حالتی نسبت به دارایی تان شما فکر میکنید؛ یا آنرا برای لذت و خوشی دیگران به کار میبرید؟ عیسی گفت که اگ
ملکوت یا پادشاهی خداوند حکمرانی خدا بر قومش در آفرینش است که به واسطۀ مسیح در عهد جدید برقرار شده است و اکنون در جهان جریان دارد. به طور دقیق تر میتوان گفت که پادشاهی خداوند به فرمانروایی روحانی خداوند بر قلب و زندگی کسانی است که از او پیروی میکنند. پادشاهی خداوند به مفهوم دیگری نیز در کتاب مقدس به کار برده شده است: فرمانروایی واقعی عیسی مسیح بر روی زمین در دوران هزار ساله پادشاهی او در آینده. پادشاهی خداوند جنبههای متعددی دارد. خداوند، حاکم جهان است؛ از این جهت پادشاهی او جهانی میباشد. پادشاهی خداوند شامل توبه و تولد تازه نیز میباشد، او با این روش قلب فرزندان خود را در این جه
کلام خدا به روشنی تعلیم میدهد که مرگ؛ پایان زندگی انسان نیست. چقدر ایوب کلمه زیبا و با ایمان بیان میکند که من میدانم که ولی (خداوند) من زنده است و در ایام آخر بر زمین خواهد برخاست و بعد از آنکه این پوست من تلف شود؛ بدون جسم نیز خدا را خواهم دید. بلی؛ کتاب مقدس زندگی انسان را محدود به این دنیا نمی داند. انسان به غیر از بدن؛ دارای جنبه ای است که پس از مرگش نیز باقی میماند و به ابدیت میپیوندد. کتاب مقدس این جبنه یا بعد ابدی انسان را روح مینامد. سلیمان فقط به بدینی و اندوه نمی پردازد. او ما را تشویق میکند که هر روز در خداوند شاد باشیم اما به خاطر داشته باشیم که ابدیت بسیار طولانی تر از عمر
زندهگی یک پیرو مسیح مثل یک بازی کن مسابقه است که هدفش بدست آوردن جایزه است. یک مسیحی نیروی خود را صرف مسائل جزئی و بیمعنی نمیکند، برعکس آنچه در عقب است فراموش میکند. همان طوریکه پولس رسول همۀ افتخارات و قومیت خود را فراموش کرده بود. او به عقب نگاه نمیکند. او از اشتباهات و گناهان گذشتۀ خود آزاد شده است و اکنون اجازه نمیدهد که گناهانی که به خون مسیح شسته شده اند، بار دیگر او را اسیر سازند. به عقب نگریستن و غصۀ گذشته را خوردن کاری بیهوده است. پیرو مسیح مانند یک دونده و یا یک فوتبالیست در میدان مسابقه میباشد. او فقط به نقطۀ پایان مسابقه چشم دوخته است تا جایزه را بدست آورد.
دنیا کی به آخر خواهد رسید؟ روز قیامت کی خواهد آمد؟ آن دنیا چگونه خواهد بود. بهشت و جهنم چگونه جایی خواهد بود. انسان همانطور که برای عالم هستی و حیات خود آغازی قايل است؛ پایانی نیز برای آن قایل میباشد. او در عمق وجود خود ابدیت را احساس میکند. او بگونه ای احساس میکند که مرگ پایان موجودیت او نیست. او میداند که اگر زندگی انسان فقط محدود به همین جهان مادی باشد؛ همه چیز برای او پوچ و کاملا بی هدف میگردد. به همین دلیل است که انسان همواره چشم به آینده دوخته است و معنی و هدف زندگی و خصوصا رنجها و بی عدالتیها را در آنجا جستجو میکند در آنسوی مرزهای این زندگی مادی. طبعی است که افراد حساس و اندک رنج
طلاق به معنی پایان شرعی و قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان میرود. طلاق معمولاً وقتی اتفاق میافتد که استحکام ازدواج از بین میرود و میان زوجین ناسازگاری و تنش به وجود میآید.اما نقشه و خواست خدا این است که یک بار که زن و مردی با هم ازدواج کردند، باید زن و شوهر باقی بمانند. خدا از طلاق نفرت دارد. پس از طلاق خود داری کنیم. به خاطریکه برکت خداوند در ازدواج است نه در طلاق.
نه تنها جسم انسانها به واسطه نام عیسی مسیح از بیماری جسمانی شفا مییابد بلکه مهمتر از آن روح شان از بیماری روحانی یعنی گناه نیز رستگار میگردد. اگر رهبران یهود در رد عیسی اصرار ورزند متوجه خواهند شد که تنها راه به سوی رستگاری جاودان را رد کردهاند. «اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان ما نجات یابیم.» نجات در هیچکس دیگر نیست. تنها به واسطه ایمان به مسیح است که میتوان نجات یافت. به همین جهت مسیحیان دستور دارند که این خبر خوش را با همه در میان بگذارند. امیدواریم که مردم سرزمین ما افغانستان، مثل یهودیان آن زمان عیسی را رد نکنند و حقیقت او را بپذیرند.
در کتاب مقدس دیده میشود که مرگ سرنوشت حتمی بشر نبوده است. کتاب مقدس میفرماید که مرگ زمانی جزو نظام زندگی انسان گردید که او علیه خدا طغیان کرد و طبیعتش دچار فساد و تباهی شد. مرگ مجازات گناه است. مگر برای بشر امری طبیعی نبوده؛ بلکه تجلی غضب و داوری الهی است و نشانی است از محکومیت انسان و لعنت او. سوالی پرسیده اند: اگر مرگ نتیجه گناه است؛ چرا ایمانداران به مسیح که با خون او شسته شده اند نیز میمیرند؟ از آنجا که تمامی طبیعت دچار فساد شده است؛ جسم ایماندران نیز جزئی از این طبیعت به شمار میآید و کماکان تحت حاکمیت مرگ جسمانی قرار دارد؛ اما روحشان رستگار شده و جسمشان نیز در روز قیامت به گونه ای پر
خدای متعال زن را آفرید تا مونس و همدم مناسب برای مرد باشد. زن بهترین همکار برای مرد است. زن باید طرف محبت و نوازش قرار بگیرد، نه طرف نفرت و خشم. به همین شکل در جامعه ای که زن در آن سهیم نباشد، در آن جامعه رفاه و آسایش وجود نخواهد داشت. زن نه تنها در حفظ و تقویت بنیان خانواده سهم بسزایی ایفا میکند، بلکه در پرورش فرزندان، ایجاد آرامش در خانه، و حتی در مدیریت اقتصادی و اجتماعی خانواده نیز نقشآفرین است. با تغییرات اجتماعی و فرهنگی، نقش زنان از محدودهی سنتی فراتر رفته و آنها در کنار مسئولیتهای خانوادگی، در عرصههای مختلف جامعه نیز حضور پررنگی دارند.
آموزش مسئولیتپذیری به نوجوانان، کلید استقلال، افزایش اعتماد به نفس و تضمین موفقیت در زندگی آینده آنهاست. این مهارت، آنها را از وابستگی به استقلال میرساند و به شکلگیری یک شخصیت هدفمند و توانمند کمک میکند. : مسئولیتپذیری یعنی اینکه جوان بفهمد زندگیاش اتفاقی پیش نمیرود. هر تصمیم، هر کار و حتی هر تنبلی امروز، فردای او را میسازد. جوان مسئولیت پذیر کسی است که درس خود ره جدی میگیره، به وقت احترام میذاره، به خانواده کمک میکنه و حتی در رفتار با دوستان دقت میکنه.او میفهمه که موفقیت فقط نتیجهٔ استعداد نیست، بلکه حاصل نظم، پشتکار و انتخابهای درست روزانه است. جوان مسئو
شوخی اگر سالم باشد، فضا را شاد میکند؛ اما وقتی مسخرهکردن، تحقیر یا خندیدن به ضعفهای دیگران داخل شوخی شود، دیگر شوخی نیست تبدیل به آزار روحی میشود. شوخی مسخره یعنی خندیدن به شکل ظاهری، طرز صحبت، اشتباه، فقر، لهجه یا مشکلات یک نفر. گاهی جوانان برای اینکه در جمع خنده ایجاد کنند، کسی را هدف قرار میدهند. ممکن است بگویند: «ما فقط شوخی کردیم!» اما برای طرف مقابل این شوخی، یک زخم واقعی است. وقتی یک جوان بارها مسخره شود، کمکم باور میکند که واقعاً بیارزش است.این باور اشتباه، اعتماد به نفس او را به شدت کاهش میدهد و حتی میتواند انگیزهاش برای تلاش در درس، کار یا روابط اجتماعی را از بی